امیرحسن موسوی

من از دنیای فلسفه و روزنامه‌نگاری میام. یکمی دقیق‌تر فلسفه‌ی علم و روزنامه‌نگاری علم. تا همین ۵ سال پیش اگر ازم می‌پرسیدید که چه تصویر یا تصوری از آینده‌ی شغلیت داری، احتمالا آخرین چیزی که بهتون می‌گفتم هم، کار کردن در حوزه‌ی مارکتینگ نبود. سال ۹۲ خیلی اتفاقی با شغلی مواجه شدم به اسم کپی‌رایتینگ (Copywriting). اولش و قبل از گوگل کردن، فک کردم که لابد یه چیزیه در ارتباط با کپی رایت  (Copy Right) یا مثلا کپی‌کاری. اما اندکی بعد دیدم، به قول محمود دولت‌آبادی، چه جهان روشنی! با یکمی تجربه و وول خوردن تو بخش‌های مختلفی مثل دیجیتال مارکتینگ و کانتنت مارکتینگ و تولید و مدیریت محتوا، خیلی زود فهمیدم که من بیشتر از همه یک پی آری‌ام.

از وقتی که یادم میاد در حال نوشتن، خوندن، نگاه کردن به ستاره‌ها، عکاسی کردن، سفر کردن، ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها، وول خوردن تو دنیاهای قشنگ نو و داستان تعریف کردن و شنفتن بودم به انحاء و مقاصد مختلف. از همون طفولیت هم عاشق کانسپت رسانه و قدرتش در شکل دادن دنیا. و خوب به نظرم خیلی از اینا ارتباط مستقیم دارن با روابط عمومی. یا شاید یه کم شیک‌ و مجلسی‌تر: ارتباطات بازاریابی (Marcom)

زندگی دانشگاهیم بسی پر فراز نشیب بود و هنوز هم هست. لیسانس فیزیک خوندم در دانشگاه شهید بهشتی با یه ماینر در علوم سیاسی، بعد یه مهندسی نیمه‌کاره تو آلمان، بعد یه ارشد فلسفه‌ی علم، بعد یه دکترای رها کرده در فلسفه‌ی اخلاق و حالا هم دوباره دانشجوی دکترای فلسفه‌ی علم و تکنولوژی هستم در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

۱۰ سالی هست که در رسانه‌ها می‌نویسم. قبل‌ترها هم تور لیدر، عکاس و چند سال معلم نجوم بودم. بعد در مدیسه و تپ‌سی کار کردم و حالا با افتخار یک سال و هشت ماهی می‌شه که در تیم روابط عمومی دیجی‌کالا هستم.

می‌گن که بعد از غذا و سرپناه و همراه، قصه‌ها، مهم‌ترین نیاز آدم‌ها تو این دنیاس. به نظرم برندها هم وضع مشابهی دارن. من در ارائه‌ام سعی می‌کنم که توضیح بدم که چرا برندها باید قصشون رو بسازن و روابط عمومی و یه کمی کلی‌تر ارتباطات، چطور به ساختن تصویر برند قدرتمند کمک می‌کنه. گریزی هم می‌زنم به عصر پسا رپورتاژ و محتواهای اسپانسری و نحوه‌ی ارتباط سازنده‌ی برندها با رسانه‌ها. سعی می‌کنم ارائه‌ام تجربه‌محور باشه و داستانای خودمون رو در دیجی‌کالا براتون تعریف می‌کنم.